و بالاخره...

خوب! همون طور که میبینید :

roshanak= روشنک summer7811=صدف fateme=فاطمه roshanak: سلام
roshanak: :D
summer7811: سلوم
roshanak: سلام صدف جون خوبی؟
fateme: اومدی صدف؟
summer7811: اره هستم
fateme: ایول
fateme: همه هستیم
roshanak: :P
roshanak: هر چی مینویسم دو تا میاد
fateme: خب دوستان تحلیل امروز درباره کدوم قسمته؟
roshanak: :))
fateme: اول یه سلام به بینندگان
roshanak: فرقی نمیکنه هر قسمتی که بگی
fateme: بکنیم
summer7811: سلام به همه بینندگان عزیز
summer7811: چه خارج و چه داخل ایران
roshanak: منم به نوبه خودم سلام عرض می کنم
fateme: سلام میکنم به همه بینندگان عزیز و طرفداران کبری11
roshanak: و همچنین طرفدارن تام عزیز:))
fateme: خب امروز درباره قسمت محبوب همه
fateme: تابوت
fateme: تحلیلی داشته باشیم
roshanak: وایییییی عجقم تابوت
fateme: دوستان حاضرین؟
summer7811: بله منم موافقم
fateme: خب جناب روشنک شما بفرمایین
summer7811: امروز یک مهمان هم داریم که به زودی به ما خواهد پیوست
fateme: کی؟
fateme: سارا؟
summer7811: بله بله شروع کنید
summer7811: بماند!
roshanak: خوب شروع می کنیم
fateme: میگم صدف آهنگرو اشتباه بت دادم
summer7811: پخ!
roshanak: از همون صحنه ی اول شروع می کنیم
fateme: بله بفرما
roshanak: بن داره پر خوری میکنه اونم موقع رانندگیییی
fateme: اولش راجبه خرید خوراکی ها بود
summer7811: بعلـــــه
roshanak: همچنین داره با تل میحرفه
summer7811: بعد پشت خطی داره
fateme: بله
roshanak: و داره از رو کاغذ اسم غذاهارو میشمره
fateme: دقیقا
roshanak: حالا تا اینجا بن خودش 3 تا جریمه باید میشد :))
fateme: به نظر من تیکه تلفن زیاد خوب نبودش
summer7811: پلیسه نمونه!
fateme: باید ملانی طبیعی تر بازی میکرد
roshanak: بله باید به خاطر این حرکتاش بهش جایزه بدن
roshanak: در ضمن آهنگ شروع این قسمتم باحاله
roshanak: در حد تیم ملی
fateme: بازیگریه ملانی مقوا بود:))
roshanak: :))
summer7811: A4!
roshanak: خوب پشت خطی میاد
fateme: بله
fateme: تحلیل کنید
fateme: توضیح ندین
roshanak: بن چون انقد دختر میشناسه نمیدونه ملانی کدوم ملانیه:))
fateme: =))
fateme: ملانی دیشب نه
roshanak: حالا هنگه قسمتش هنگش رو خیلی خوب بازی کرده نظرتون چیه؟
fateme: پریشبم نه
roshanak: =))
roshanak: اره دقیقا داره تو ذهنش چک میکنه
fateme: پس پریشبم نه
fateme: خب نمیدونم
fateme: یادش نمیاد
fateme: که بالاخره میگه ها شب سه سال پیش
roshanak: دکتر صدف نظرتون رو در مورد صحنه هنگیدن بن بگین
roshanak: =))
summer7811: بعله من ایکی ثانیه برم بیام
fateme: =))
fateme: اوکی
roshanak: بله جیرینگی ثانیه برو بیا :))
fateme: خب داشتم میگفتم شب سه سال پیش
roshanak: اره دقیقا
fateme: اون ملانی بود
roshanak: حالا چیزای دیگه هم یادش میاد که تلوزیون نشون نمیده :))
fateme: که ولفم ومد مزاحم کارم شد
fateme: بله برا کودکان خوب نیست
roshanak: :P
roshanak: راستی اینجا سمیر میگه لاماجون ایران چی ترجمه رده بود؟ همبرگر؟ یا کباب ترکی؟
roshanak: :))
fateme: بالاخره ذهن پدیده ی جالبی است
roshanak: بله خیلی جالب
fateme: :))
fateme: برا همین وقت نداریم همه چیزای که تو ذهن بن هست بازگو کنیم
roshanak: :))
summer7811: خوب من اومدم
roshanak: اگه وقت هم باشه چند روز باید برای 1 دقیقه فیلم وقت گذاشت
roshanak: چون ذهن بن متفاوته :))
fateme: بله چون ایشون خیلی از وقتای زندگیشو صرف فک کردن به دخترا میکنه
fateme: =))
roshanak: حالا ملانی هم اش دهن سوزی باشه!
fateme: خب دکتر صدفم که اومد
summer7811: بعله برقمون رفته بود!
roshanak: خوب خوشبختانه مشکلات برطرف شد
roshanak: ادامه میدیم
fateme: خب شما راجبه ذهن بن چی میگید؟
summer7811: بسیار درگیر و زیبا اما بد سلیقه
fateme: عالی بود
fateme: هیچ کس به این خوبی توصیف نکرده بود
roshanak: در یک جمله خانم دکتر صدف ذهن بن و به زیبایی توصیف کردن
fateme: به به
fateme: بله همینطوره
roshanak: خوب میرسیم به صحنه تصادف
summer7811: بله بله ممنون کار ساده ای بود.
roshanak: نظرتون در مورد تصادف چی بود؟ خوب بود؟
roshanak: یا بهتر از اینم می شد درستش کرد؟
summer7811: البته بهتر از اینم میشد
summer7811: اما باز هم خوب بود
summer7811: واکنش سمیر اما در حد کافی نبود.
roshanak: اگه یکم پیاز داغش زیادتر بود بهتر میشد
summer7811: اره داغون تر میشد.
roshanak: بله موافقم واکنش سیمر باید در حد تیم ملی بود
roshanak: دکتر فاطمه
roshanak: نظر شما چیه؟
roshanak: خوب دکتر فاطمه یه کاری پشت صحنه داشتن باید میرفتن
roshanak: :))
summer7811: بله جاش مند جواب میدم!
roshanak: و اما صحنه ای که ولف بن و بنی صدا می کرد
summer7811: به نظم یکم باید نگرانیش رو بیشتر ابراز میکرد.
roshanak: جالب بود.
summer7811: اره اونجا خوب بود که میگفت بنی
roshanak: و اینکه بن همیشه پوتین میپوشه این قسمت ال استار پوشیده بود برام جالب بود
summer7811: بعله کمی جوانانه.
roshanak: خوب
summer7811: البته به نظرم ولف باید خشونت بیشتری مصرف میکرد.
roshanak: نه؟
roshanak: حالا اگه ولف بن و کمی بیشتر هم میزد بدمون نمی اومد
summer7811: دقیقا مهندس.
roshanak: :D
summer7811: 8-B
roshanak: بعد اگه بیشتر بن و خونین و مالین می کردن بهتر بود
roshanak: ادم دلش بیشتر کباب میشد بیشتر می چسبید
summer7811: افرین بر شما.هر چه خشونت بیشتر.چسبش بیشتر!
roshanak: و اما اون چهار تا دختر تو ماشین که راه رو بسته بودن واقعا همه شون شبیه دراکولا بودن
roshanak: و خیلی بد بازی کرده بودن
roshanak: :)
roshanak: خوب میرسیم به بهترین جاش که خود تابوته
roshanak: یکم چاخان بود
summer7811: خوب گویا دکتر فاطمه مشکلی پیش امد
summer7811: مجبور شدن برن.
roshanak: یه شب موند تو تابوت بعد تو تابوت اکسیژنم بود!
roshanak: بله از بینندگان عزیز عذر خواهی میکنیم
summer7811: کمی غیر واقعا گرایانه بود.
roshanak: بنده و دکتر صدف ادامه میدیم
summer7811: بله.
roshanak: حالا اگه سریال نبود فیلم سینمایی بود من کارگردانش بودم بن و دجار یه مشکل روحی روانی هم می کردم بعد از موندن چند ساعته تو تابوت ادم هر چقدم سالم باشه دیونه میشه
roshanak: موافقین؟
summer7811: بوق:من مهندس هستم.!:-D
roshanak: :))
summer7811: کاملا
summer7811: تر جیها اولاش بیهوش میشد.
roshanak: دکتر یا مهندس فرقی نمیکنه همشون یکی هستن :))
roshanak: بله دقیقا.البته برای همین سریالم میشد همین کارو کرد
roshanak: ببیندگان دیوانه ای مثل ما این چیزارو دوس دارن
roshanak: که هنرپیشه اصلی مریض بشه دیونه بشه
roshanak: وای چقد خوب میشد دیونه میشد
roshanak: 8->
summer7811: کاملا من از خدامه×
roshanak: و همچنین بن باید زیاد دادو هوار میکرد
roshanak: تا جایی که از خستگی بیهوش بشه
summer7811: یه بیماری میگرفت که مثلا پادزهرش رو ولف میخواست نابود کنه و اون با حال مریضش باید اونو میگرفت.
summer7811: بعد چند روز تو بیمارستان تو کما بود.!
roshanak: وای عالی
roshanak: دقیقا خوراکمه
roshanak: :))
summer7811: LOL
roshanak: بعد سمیر رفت تو دیسکو دنبال اون طرف اصلا خوب نبود
roshanak: هیجانی نبود
summer7811: مناسب اونجا نبود
roshanak: باید این صحنه هام پیاز داغش زیاد میشد
summer7811: اره بیشتر بن رو نشون میداد
roshanak: و اما گاف بعدی
roshanak: بن که تو فیلم سیگار نمیکشه!
roshanak: چا فندک داش!
summer7811: دقیقا!
summer7811: این رو میتونیم یک سوتی حساب کنیم.
summer7811: فندکش هم گاز مادام العمر داشت!
roshanak: اینجا دیگه همون جریانیه که کارگردان هر چی بخواد اون میشه
summer7811: و با سوخت فندک
summer7811: بیشتر اکسیژن کم میشه!
roshanak: :))
roshanak: بله دقیقا
summer7811: و با این حال او مدت ها اکسیژن داشت.
roshanak: ایران قبل یه سریال داشت طرف میخواست بره تو قبر با خودش ماسک اکسیزن برده بود.حالا نگران بود نکنه تموم بشه
summer7811: که کاملا قوانین علمی را زیر سوال برد.
roshanak: حالا اینجا فندکم روشن کرده شب شد روز شد بارون اومد ااکسیژن تا ثانیه اخر بود تو تابوت
roshanak: همون ثانیه اخر داشت تموم میشد که سمیر رسید
roshanak: :D
roshanak: و اما
summer7811: با احتساب فشاری که زمین به تابوت میاورد چون زیر زمین بود و سوختن فندک و داد زیاد که اکسیژن بیشتری میخواست مطمعنانا چند دقیقه بیشتر دوم نمیاورد!!!
roshanak: اونجا که سمیر دید بن و دفن کردن
summer7811: اره
roshanak: نمیتونستن فیلم و چند دقیقه ای خلاصه کنن وگرنه میگفتن همه اینا تو 3 دقیقه اتفاق افتاده
summer7811: واکنشش بازم خوب نبود اونقدر
summer7811: اره.
roshanak: واکنش در حد جر دادن خودش بود اگه خوب میشد
roshanak: بالاخره دوست جون جونی ادم دفن بشه عکس العملهای متفاوت و غیر منتظره باید داشته باشه
summer7811: اره البته اگه ماجرا بر عکس بود واکنش بن مطمعنانا بهرت بود
roshanak: 100%
summer7811: بعله...
roshanak: چون بن هنرپیشه گیش حرف نداره انصافا
roshanak: هارتموتم تا بیاد ادرس پیدا کنه همه رو جون به لب کرد
summer7811: البته و فیلم های بیشتری بازی کرده
summer7811: و خواننده هم هست
summer7811: بعله
summer7811: با پوزش
roshanak: پس مطالب قبلی رو سیو بفرمائید
roshanak: بله اخرین مودردی که مطرح کردیم
summer7811: بعله کرده م.
roshanak: این بود که بهترین صحنه همون صحنه ای بود که بن معلوم نبود میخنده یا ناراحته
roshanak: نظر شما چیه؟
summer7811: دقیقا
summer7811: من هم در تفکر این فودم که چرا دهانش اینگونه شده!!!
roshanak: بله به گونه ای لبخند ژکوند پیش این صحنه کم میاره
roshanak: بله دکتر فاطمه هم اومدن
roshanak: دعوتشون کنین داخل
summer7811: گریه.خنده شادی غم هیجان و لحظه ی زندگی همه و همه در یک صحنه.
summer7811: بعله خوش امدید.
*** fateme has joined the conversation.
fateme: خب سلام
fateme: ببخشید
roshanak: دکتر فاطمه به جمع ما پیوستن
fateme: برقامون رفتن
roshanak: خدمتشون سلام عرض می کنیم
fateme: ممنون
roshanak: بله این مشکلات همیشه در برنامه زنده بوجود میاد
fateme: در نبود من چی گفتین؟
roshanak: اصلا خودتون رو ناراحت نکنید
fateme: ممنونم
summer7811: سلامی دوباره به همه هموطنان چه در ایران چه خارج ایران.
roshanak: تا لبخند ژکوند داخل تابوت رسدیم
summer7811: متن مصاحبه رو در سایت ما بخوانید.
fateme: لبخند؟
summer7811: صحنه پیدا شدن بن.
roshanak: بله اون صحنه که بن داخل تابوت چهره اش معلوم نبود خوشحاله اراحته یا ترسیده
fateme: آها
fateme: خوبه
fateme: پس به موقع رسیدم
roshanak: خوب سمیر که رسید بن و نجات بده باز خوب نبود
fateme: آره
fateme: باید بهتر بغلش میکرد
summer7811: کمی عجیب بود کی در تابوت رو باز کرد!
roshanak: عوض اینکه همه بکنن زود درش بیارن وایسادن سمیرو گرفتن
summer7811: بن هم هوچی گری نمیکرد.
fateme: باید احساسی تر رفتار میکردن
roshanak: سمیر و یکی از اون کیایی که داشتن میکندن
roshanak: بله احساسش کم بود
summer7811: البته کمی با پیاز داغ بیشتر!
roshanak: بله
fateme: بله درسته
summer7811: بهتر بود بن بیشتر بیهوش بود.نظر شما چیه؟
roshanak: موقعی که بن اومد بیرون نفش نمیکشید
fateme: آره
roshanak: یهو نفسش اومد!
fateme: بله درسته
roshanak: یه ماساژی کاری
roshanak: همین زوری یهو سمیر و دید حالش خوب شد
fateme: ولی توی تابوت کارش عالی بود
roshanak: باید بیشتر روی این صحنه کار می کردن
fateme: حس رو منتقل کرد
roshanak: بله دقیقا بن باید به بیمارستان منتقل میشد
summer7811: اره اما یکم باید برای بهوش اوردن بن اونجا بیشتر تلاش میکردن نه؟
roshanak: جای اینکه بره ولف رو دستگیر کنه
roshanak: اینطوری بیشتر میچسبید
fateme: آره
summer7811: و مثلا میرفت تو کما...:-9
fateme: پیچوندن
roshanak: کالا اگه چند روزی هم حالش وخیم میموند چه بهتر
summer7811: یهو حالش خوب شد؟
fateme: آره
roshanak: بله
roshanak: از تابوت اومد بیرون سمیر یه تکونش داد
roshanak: بعد یهو چشاشو باز کرد
roshanak: پرید بغل سمیر
fateme: باید چیزای قشنگتری بهش اضافه میکردن
summer7811: اصلا طبیعی نبود.
summer7811: تنفس مصنوعی!
fateme: بله درسته
roshanak: نه طبیعی نبود
roshanak: نه هیچی
fateme: تازه سانسورشم ضایع بود
roshanak: اگه تنفش مصنوعی میدادن و بهوش می اومد بهتر ود
fateme: توی سالن
roshanak: کدوم سالن؟
fateme: توی سالن رقص
roshanak: هنوز که نرسدیم اونجا
fateme: سانسورش ضایه بود
roshanak: اهان اونجارو رد کردیم :))
summer7811: سانسور کجا؟
fateme: چرا گذشت بببا
fateme: وقتی میره دنبال دوست ولف
roshanak: هیچی سمیر رفته بود کلوب دنبال همدست ولف مردم داشتن میرقصیدن
fateme: خب اونجا سالن پارتیه
roshanak: اونجاشو گذشتیم
summer7811: اها.بعله
roshanak: الان جایی هستیم که بن از تابوت اومد بیرون
fateme: خب در ایران ضایع سانسور شد
fateme: خب اومد بیرون
roshanak: خوب بن اومد بیرون بعد صحنه بعدی نشون داد داره لباسش رو عوض میکنه
fateme: و روزنامه دستش بود
summer7811: کاملا مسخرهگ
summer7811: کرده بودن.
fateme: و سوزانه هم بهش تلفن کرد
roshanak: چقدر هم تو دفتر لباس اضافی دارن
fateme: هه
roshanak: البته این بار لباساشو تو ماشین داشت تعویض می کرد
roshanak: و سوزانه نتونست ببینه :))
fateme: ولی هیچی قسمت اول نمیشه که جلو کروگر لباسشو دراورد
fateme: =))
roshanak: و اما زخم روی چشمش رو من خیلی پسندیدم.شما چطور؟
roshanak: ایشالا اونم روز دیگه تحلیل میکنیم
summer7811: بعله زخم رو خوب گزاشته بودن.
fateme: بله زخم خوب بود
roshanak: کاملا طبیعی بود
fateme: ولی همیشه سمیر پیشونیش زخم میشه
roshanak: دقیقا
fateme: سمت راست
roshanak: موافقم
fateme: یه بار جای دیگش زخمی نمیشه
fateme: البته اگرم بشه نشون نمیدن
fateme: :))
roshanak: بله جای ززخمشون مشخصه همیشه یه جاشون زخمی میشه
summer7811: LOL
summer7811: قراردادیه!
roshanak: ذفعه دیگه هم اصلا ردی از قبلی نمیمونه
fateme: دقیقا
fateme: خب کجا بودیم؟
roshanak: ما یه بخیه داریم از بچگی رفته رفته هم بزرگ میشه اینا هر هفته 10 تا بخیه میخورن هیچی شونم نمیشه
fateme: :))
fateme: ما اگه شانس داشتیم
summer7811: LOL
fateme: کارخونه ادامس داشتیم
fateme: :))
roshanak: خوب بعدشم که نشون میده مملانی سر ولف هم سیره مالیده
roshanak: شیره*
fateme: بعله
roshanak: البته من این تیکه هاشو زیاد متوجه نشدم!
fateme: چرا دیگه
roshanak: اگه شما توجه شدین توضیحات بیشتر بفرمائین
fateme: برای انتقام گرفتن
fateme: از ولف
roshanak: خوب این وسط گناه بن چی بوده؟
summer7811: اره چون خیانت مثلا کرده بود!
fateme: چون زندگیشو خراب کرد
fateme: بچه شو کشت
summer7811: (wrong)
fateme: همه پولارم به آب داد
fateme: برا همین این ملانی میدونست ولف حساب داره
fateme: ولی نمیدونست دقیقا کجاس
fateme: که معلوم شد
roshanak: خوب چرا به بن زنگ زده بود؟ من این قسمتش رو نفهمیدم
fateme: به بن زنگید که محافظ جونش بشه
fateme: حسابی سر شوهره نبود
fateme: ممکن بود دخلشو بیاره
summer7811: بن هم که عاشق کمک!
roshanak: بله درسته ممنون از توضیحات کاملتون
fateme: آخرشم برای بن پیغام گذاشت
roshanak: بن هم که عاشق زن و بچه مردم :D
fateme: :))
fateme: چشم پاک
fateme: محافظ دین و ناموس مردم
summer7811: چشم پاک رو خوب اومدین
summer7811: !
roshanak: بله چشمانشون از ظهارت نورانی شده
summer7811: و البته غیرتی!!!
fateme: :))
fateme: :))
fateme: چه جورم
summer7811: LOL
roshanak: بعدشم که ملانی میخواس پولارو بالا بکشه که نشد
fateme: بله نشد
fateme: اومد گفت: اسلحه تو بنداز ملانی
fateme: اونم حواسش پرت شد ولف اسلحه رو برداشت
fateme: با ماشین مردم فرار کردن
summer7811: زنا همیشه گیج هستن.
fateme: اونجاشم که اومدن نجاتشون بدن چرا بن باید ملانی رو میگرفت؟
roshanak: و اما جایی که دستگیرشون کردن
roshanak: بن بدجوری دخل ولف رو اورد
fateme: چرا بن ملانی رو بگیره؟
roshanak: کلی حال کردم
fateme: آره
fateme: درمان ضربات روحیه همینه
roshanak: خوب دیگه
roshanak: پیاز داغش باید زیاد بشه یگه
fateme: روان شناس عرض میکنه
fateme: بله اینم از این قسمت
roshanak: روانشناس درست میگه
fateme: کلا خوب بود
roshanak: باید تخلیه روحی انجام بگیره
fateme: قسمت دختر کشی بود
roshanak: و اما صحنه پایانی
fateme: گرفتن ماشین
roshanak: که بن و سمیر واسه روندن فراری با هم بحث میکنن
fateme: بله
roshanak: بن چقد زبو

/ 14 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روشنک

خوش اومدی عزیزم مرسی بابت تبریکت اون دفعه نوشته بودی هفته دیگه اپ کمی کنم من هر روز سر میزدم ببینم آپی یا نه[خنده] خب بالاخره اون هفته بعد فرا رسید[نیشخند] وای یعنی پکیدم صدف این حرفارو ما گفتیم [خنده] خیلی باحاله دستت درد نکنه [ماچ] من فعلا امتحان دارم ایشالا تموم شه بازم جلسه میزاریم [بغل][قلب]

سارا

عالی بود ایول!منم میخواستم بیام اون روزا مدرسه برنامه اش فشرده بوداصلا وقت نداشتم! +خوش اومدی! +تولد منو تبریک نگفتی؟![ناراحت] +منم امتحانام تموم شد!راهنماییم هم تموم شد!

فاطمه

سلام صدف جون! ميشه فايله رو كه بت دادم آپش كني؟ چون روشنك تهرانه فايلم دستش نيست گفتم كي بهتر از همزاد جونم! اگه زحمتي نيس بزار براي بقيه بچه ها![ماچ]

طاهره

ایول بابا حال کردم.دمتون گرم.مثه لاتا حرف زدم.هه هه هه[قهقهه] [ماچ][ماچ][ماچ] [تایید][تایید] [نیشخند]

نسترن

عالی بود گلم.به من یه سر بزن.[چشمک]

روشنک

بیصبرانه منتظر آپ بعدی هستیم[نیشخند]

روشنک

ااا نویسنده جدید[نیشخند] به به به به [بغل][ماچ][قلب]

saba

kheili bahal boooooooooood....... man che dir hame chio mibinam! hehehe.... kolan aghabam kheili khoob boood..... faghat ye koochooloo khashen tar mishod masalan beno shekanjeye bishtar midadan ya masalan melani ro jolosh mizadan ya..... behtar mishod

saba

ey vaye man oon vaght bichare bodyguard migire bara khodesh[چشمک][چشمک][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

Regen

[قهقهه] واي كه كار همتون عاليه [بغل] چه كرديد تو اين مطلب [مغرور] اين ذوق مرگي به من هم سرايت كرده و الان داره كار خودشو مي كنه ! [زبان] ايول ... ايول ... كاش من هم فرصت داشتم به جمعتون بپيوندم ! [پلک]